سلام مریم بانو!!!!!!
امروز اومدم تا باهات دردل کنم...
خیلی دلم تنگ شده خیلی...
ولی جرات ندارم بهت بگم..
امروز صب هم که زنگ زدی خاستم بگم که تو گریه کردی.....
به زور جلو خودم رو گرفتم...
ولی دیگه داره تموم میشه...
انشالله...به امید خدا....
دوست دارم...نفسم...
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11:59 توسط محمدومریم
بسمـٍٍ الله الرحمنــٍٍٍٍ الرحیمــ "