مریمم.....

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه 

دوباره اين دل ديوونه واست دل تنگه

وقت از تو خوندنه ستاره ی ترانه هام

اسم تو برای من قشنگترين آهنگه

بی تو يک پرنده اسير بی پروازم

با تو اما می رسم به قله آوازم

اگه تا آخر اين ترانه با من باشی

واسه تو سقفی ازآهنگ و صدا می سازم

اگه کوچه صدام يه کوچه باريکه

اگه خونم بی چراغ چشم تو تاريکه

می دونم آخر قصه می رسی به داد من

لحظه يکی شده تو آينه ها نزديکه

چشمات تنگه

دوباره اين دل ديوونه واست دل تنگه

وقت از تو خوندنه ستاره ی ترانه هام

اسم تو برای من قشنگترين آهنگه

بی تو يک پرنده اسير بی پروازم

با تو اما می رسم به قله آوازم

اگه تا آخر اين ترانه با من باشی

واسه تو سقفی ازآهنگ و صدا می سازم

اگه کوچه صدام يه کوچه باريکه

اگه خونم بی چراغ چشم تو تاريکه

می دونم آخر قصه می رسی به داد من

لحظه يکی شده تو آينه ها نزديکه

سلام

عزیز دلم....

خسته نباشی....

الان که دارم می نویسم دلم بدجور گرفته....

مریمم امروز روز آخر درس خوندنش هست...

انشالله فردا هم استراحت و چهارشنبه هم آزمون...

این دو سه روز ی سری مسائل پیش اومد که نمیشه اینجا بنویسم..

فقط خودم میدونم ومریم...

فقط تنها مطلبی که گفتم بنویسم قول وقراری بود که با هم گذاشتیم.

انشالله خدا ما رو بخاطر همه ی گناهانمون ببخشه!!!!!!!!!

و کمکمون کنه تا ی بنده خوب براش باشیم.....

نفسم..

انشالله تو کنکورت هم موفق باشی.....

سلام

مریم بانو.....

خوبی عزیزم!!!!!!

صب عالی شما بخیر!!!!!!!!!

آزمون مریم ی هفته به تعویق افتاد.....

خیلی حالمون رو گرفت..

ولی بازم راضی هستیم به رضای خدا...

انشاالله هر چی خیره پیش بیاد....

مریم هم قرار شد تو این ی هفته اون درسایی که خونده بود رو دوره کنه!!!!

توکل به خدا...

دوست دارم

بای........


مریمم...

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای

و شاه بیت غزل های لال من شده ای

 چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض

جواب حسرت این چند سال من شده ای

 چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟

تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای

چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم

خدا نکرده مگر بی خیال من شده ای

هنوز نذر شب جمعه های من اینست

که اتفاق بیفتد حلال من شده ای

که اتفاق بیفتد کنارتان هستم

برای وسعت پرواز بال من شده ای

میان بغض و تبسم میان وحشت و عشق

تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای

مرا به دوزخ بیداریم نیازی نیست

عجیب خواب قشنگی ست مال من شده ای.......

سلام ای بهترینم!!!!!!!!!!!

صبت بخیر..

الهی که خسته نباشی....

امروز 15 بهمن هست....

کنکور حاج خانم فردا صب ساعت هشت هست...

دیروز رفته بود کارتش رو گرفته بود...

دیشب نیم ساعت حرف زدیم...

مریم امروز تا ظهر میخونه ....بعدازظهر هم دیگه استراحت وفردا هم که آزمونش هست..

انشالله موفق باشی گلم....

ما هم دیگه باید یواش یواش وسائلمون رو جمع کنیم واز اینجا بریم..

آخه صاحب خونه داره میاد....

این مدت که نبود ما اینقد زیاد اینجا اومدیم ..

دیگه وقتی سرکارخانم تشریف بیارن ما زحمت کم میکنیم..


خیلی حرف دارم که بزنم در مورد این مدت..

در مورد دلتنگیها..

درمورد شب و روزهایی که حتی ی اس دادن رو هم حروم کرده بودیم.

حتی ی دقیقه حرف نزدیم....

هر چی بود فقط تحمل کردیم...

باشه..الهی شکر....ما راضی هستیم به رضای خدا....

ولی الان حوصله نوشتن ندارم....

به امید خدا سرفرصت حرفام رو مینویسم...

مریمم..

انشالله موفق باشی و مزد این همه زحمت رو بگیری...

دوست دارم همسر مهربونم..........